کوتاهتر کردن طول چیزی، از جمله لباس، طناب یا نوشته
مثالهای طبیعی
Could you shorten these trousers by five centimetres?
ممکن است این شلوار را پنج سانتیمتر کوتاه کنید؟
She shortened her essay before submitting it.
او پیش از تحویلدادن مقالهاش، آن را کوتاهتر کرد.
Shorten the rope so it fits the swing.
طناب را کوتاه کن تا برای تاب اندازه شود.
نکتهٔ کاربردی
Shorten هم برای کوتاهکردن طول فیزیکی و هم برای کمکردن حجم متن به کار میرود.
