معنی ۱neutral · 85%
ابزاری با تیغهٔ پهن و دستهٔ بلند برای جابهجایی خاک، شن، برف و مواد مشابه.
مثالهای طبیعی
Dad cleared the steps with a shovel.
بابا پلهها را با بیل از برف پاک کرد.
Can I borrow your shovel for the compost?
میتوانم بیلت را برای جابهجایی کمپوست قرض بگیرم؟
A small shovel lay beside the sandcastle.
یک بیلچهٔ کوچک کنار قلعهٔ شنی افتاده بود.
نکتهٔ کاربردی
Shovel معمولاً تیغهای پهن و گاه خمیده برای برداشتن مواد سست دارد؛ spade اغلب لبهای صافتر برای کندن زمین دارد.
