باعث شدن کسی چیزی را ببیند، با نشان دادن یا در اختیار او قرار دادن آن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نشان دادن
Deutsch
zeigen
Հայերեն
ցույց տալ
tsuyts tal
مثالهای طبیعی
She showed me her new phone.
او گوشی جدیدش را به من نشان داد.
He showed us his house.
