مردی که در سرگرمکردن و جلب توجه مخاطبان مهارت زیادی دارد.
مثالهای طبیعی
The singer was a natural showman.
آن خواننده ذاتاً در سرگرمکردن تماشاگران مهارت داشت.
His critics called him a showman rather than a leader.
منتقدانش او را بهجای رهبر، یک اهل نمایش میدانستند.
Few showmen could match his energy onstage.
مردانِ نمایشپردازِ کمی میتوانستند روی صحنه بهاندازهٔ او پرانرژی باشند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب به مهارت در اجرا و ارائه اشاره دارد، نه لزوماً به یک شغل دارای دستمزد.
