پوشیده از تعداد زیادی بوتهٔ کوچک.
مثالهای طبیعی
The path wound across a shrubby hillside.
مسیر از میان دامنهای پربوته میپیچید.
The valley becomes shrubbier nearer the coast.
هرچه به ساحل نزدیکتر میشویم، دره پربوتهتر میشود.
Birds nested among the shrubby patches.
پرندگان میان لکههای بوتهزار لانه ساخته بودند.
نکتهٔ کاربردی
زمین shrubby پوشیده از بوته است؛ scrubby گاهی علاوه بر آن، تنک و خشنبودن پوشش گیاهی را نیز میرساند.
