عمل بههم زدن ترتیب ورقهای بازی و مخلوط کردن آنها.
مثالهای طبیعی
Give the cards a thorough shuffle before dealing.
پیش از پخش ورقها، آنها را خوب بُر بزن.
The magician performed a quick shuffle.
شعبدهباز ورقها را سریع بُر زد.
After two shuffles, she dealt the cards.
او بعد از دو بار بُر زدن، ورقها را پخش کرد.
نکتهٔ کاربردی
shuffle ترتیب ورقها را عوض میکند؛ deal به پخش کردن ورقها میان بازیکنان گفته میشود.
