معنی ۱neutral · 95%
بسته، بهطوری که چیزی باز نیست
مثالهای طبیعی
The front door is shut.
درِ ورودی بسته است.
A shut window kept the cold air outside.
یک پنجرهٔ بسته هوای سرد را بیرون نگه داشت.
Please keep the bedroom door shut.
لطفاً درِ اتاقخواب را بسته نگه دار.
نکتهٔ کاربردی
shut اغلب درها، پنجرهها، درپوشها یا چیزهای دیگری را توصیف میکند که بسته هستند.
ترکیبهای رایج
— باعث شدن چیزی بسته بماند

