معنی ۱neutral · 90%
بیمار یا ناسالم بودن بهدلیل یک بیماری یا مشکل سلامتی.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بیمار
Deutsch
krank
Հայերեն
հիվանդ
hivand
مثالهای طبیعی
I am sick today.
من امروز بیمار هستم.
She is a sick child.
او یک کودک بیمار است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /sɪk/آمریکایی: /sɪk/
این واژه یک بخش دارد و همان بخش با تأکید کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بیمار
Deutsch
krank
Հայերեն
հիվանդ
hivand
I am sick today.
من امروز بیمار هستم.
She is a sick child.
او یک کودک بیمار است.
He stayed home sick.
او بهدلیل بیماری در خانه ماند.
Sick معمولاً برای توصیف افرادی استفاده میشود که بیمار هستند. در انگلیسی بریتانیایی، ill نیز برای این معنی رایج است.
I have sick.
I am sick.
Sick یک صفت است و معمولاً بعد از be میآید، نه بعد از have.
از sick برای توصیف کسی استفاده میکنیم که بیمار است یا مشکل سلامتی دارد. برای وضعیت فعلی از be sick و برای بیمار شدن از get sick استفاده میکنیم.
جمله درست را انتخاب کنید.