معنی ۱neutral · 90%
بازدم بلند و شنیدنی که آسودگی، ناامیدی، خستگی یا احساس قوی دیگری را بیان میکند
مثالهای طبیعی
She gave a sigh and closed the message.
او آهی کشید و پیام را بست.
A sigh of relief passed through the room.
آه آسودگی در اتاق پیچید.
His tired sigh was audible across the office.
آه خستهٔ او در سراسر دفتر شنیده شد.
نکتهٔ کاربردی
احساس اغلب با `of` مشخص میشود، بهویژه در عبارت `sigh of relief`.
ترکیبهای رایج
— آهی که پایان نگرانی یا تنش را نشان میدهد
