معنی ۱neutral · 90%
بهدلیل آسودگی، ناامیدی، خستگی یا احساس قوی دیگری آه کشیدن
مثالهای طبیعی
Everyone sighed with relief when the upload finished.
وقتی بارگذاری تمام شد، همه با آسودگی آه کشیدند.
She sighed before answering the same question again.
او پیش از پاسخ دوباره به همان سؤال آه کشید.
He sighed deeply and leaned back in his seat.
او آه عمیقی کشید و به پشتی صندلی تکیه داد.
نکتهٔ کاربردی
`Sigh` اغلب احساسی را غیرمستقیم منتقل میکند؛ بافت یا عبارت بعدی نوع احساس را مشخص میکند.
