اطلاعات یا دستور را با حرکت، صدا، نور یا نشانهای منتقل کردن
مثالهای طبیعی
The driver signalled before turning left.
راننده پیش از پیچیدن به چپ علامت داد.
She signalled me to wait outside.
او به من علامت داد بیرون منتظر بمانم.
He signalled to us from across the room.
او از آن سوی اتاق برای ما علامت داد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی، شکل گذشته و `-ing` معمولاً `signalled` و `signalling` هستند.

