معنی دادن، دلالت کردن یا نشاندهندهٔ چیزی بودن.
مثالهای طبیعی
A red flag signifies danger here.
اینجا پرچم قرمز نشانهٔ خطر است.
What does this change signify for workers?
این تغییر برای کارگران چه معنایی دارد؟
Their silence seemed to signify agreement.
سکوت آنها ظاهراً نشانهٔ موافقت بود.
نکتهٔ کاربردی
signify نسبتاً رسمی است و mean یا indicate معمولاً سادهترند.
