معنی ۱neutral · 86%
علف یا محصولات زراعیِ نگهداریشده با تخمیر برای خوراک دام.
مثالهای طبیعی
The farmer stored silage in a covered pit.
کشاورز علوفهٔ سیلویی را در گودالی سرپوشیده انبار کرد.
Cattle eat silage throughout the cold months.
گاوها در ماههای سرد از علوفهٔ سیلویی تغذیه میکنند.
Fresh maize becomes silage after controlled fermentation.
ذرت تازه پس از تخمیر کنترلشده به خوراک سیلویی تبدیل میشود.
نکتهٔ کاربردی
برای یک مقدار خوراک نگویید a silage؛ بهتر است some silage یا در صورت مناسببودن a bale of silage بگویید.
