وضعیتی که در آن هیچ صدایی یا صدای بسیار کمی وجود دارد.
مثالهای طبیعی
There was complete silence in the reading room.
در سالن مطالعه سکوت مطلق برقرار بود.
We enjoyed the silence after the rain.
بعد از باران از سکوت لذت بردیم.
The children worked in silence for ten minutes.
بچهها ده دقیقه در سکوت کار کردند.
نکتهٔ کاربردی
Silence در معنی حالت کلیِ بیصدایی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای اشاره به سکوت بهطور عام از a silence استفاده نکنید.
