معنی ۱neutral · 86%
مادهٔ طبیعی ظریف، نرم و صافی که برای ساخت لباس و پارچه به کار میرود.
مثالهای طبیعی
This scarf is made of silk.
این شال از ابریشم ساخته شده است.
Silk feels cool against the skin.
ابریشم روی پوست حس خنکی دارد.
The dress contains real silk.
این لباس از ابریشم طبیعی تهیه شده است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی silk نام جنس باشد معمولاً غیرقابلشمارش است؛ made of silk درست است، نه made of a silk.
ترکیبهای رایج
— ابریشم خالص
