بسیار نرم و صاف در لمس.
مثالهای طبیعی
Her hair felt silky after washing.
موهایش پس از شستن، ابریشمی شده بود.
The dessert had a silky texture.
دسر بافتی نرم و لطیف داشت.
How do you keep this fabric so silky?
چطور این پارچه را اینقدر نرم و ابریشمی نگه میداری؟
نکتهٔ کاربردی
silky بافت را توصیف میکند؛ silken میتواند بر ظرافت ابریشممانند تأکید کند.
