معنی ۱neutral · 90%
ویژگی یا خصوصیتی که دو یا چند شخص یا چیز در آن مشترک هستند
مثالهای طبیعی
There are several similarities between the two languages.
میان این دو زبان چند شباهت وجود دارد.
I noticed a strong similarity between the logos.
شباهت زیادی میان لوگوها مشاهده کردم.
Their facial similarities are obvious.
شباهتهای چهرهٔ آنها آشکار است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دو چیز مقایسه میشوند، از `similarity between A and B` استفاده میشود.

