پختن یا ماندن درست زیر نقطهٔ جوش با حبابهای ملایم.
مثالهای طبیعی
Let the soup simmer for twenty minutes.
بگذار سوپ بیست دقیقه با حرارت کم بجوشد.
The sauce simmered quietly on the stove.
سس روی اجاق آرام قل میزد.
Should we simmer the vegetables uncovered?
آیا سبزیجات را بدون درِ ظرف با حرارت ملایم بجوشانیم؟
نکتهٔ کاربردی
simmer یعنی قل زدن ملایم؛ boil حبابهای بزرگتر و شدیدتری ایجاد میکند.
