معنی ۱neutral · 85%
بیانگر احساس یا باوری واقعی، بدون تظاهر یا وانمودکردن.
مثالهای طبیعی
He offered a sincere apology for his mistake.
او برای اشتباهش صمیمانه عذرخواهی کرد.
She seems sincere when she offers help.
وقتی برای کمککردن داوطلب میشود، به نظر صادق میآید.
Please accept my sincere thanks.
لطفاً سپاس صمیمانهٔ مرا بپذیرید.
نکتهٔ کاربردی
sincere واقعیبودن قصد یا احساس را میرساند، نه لزوماً درستبودن خود باور را.
ترکیبهای رایج
— عذرخواهیای که نشاندهندهٔ پشیمانی واقعی است
