معنی ۱neutral · 86%
سطح یا لبهٔ چیزی را کمی سوزاندن، بیآنکه کاملاً بسوزد.
مثالهای طبیعی
A sudden spark singed his jacket sleeve.
جرقهای ناگهانی آستین کتش را کمی سوزاند.
Careful: the flame could singe your hair.
مواظب باش؛ شعله ممکن است موهایت را کمی بسوزاند.
She had singed the fabric with an iron.
او با اتو، سطح پارچه را کمی سوزانده بود.
نکتهٔ کاربردی
singe به سوختگی سطحی اشاره دارد؛ scorch ممکن است آسیب گستردهتری را برساند. شکل ing این فعل singeing است.
