معنی ۱neutral · 95%
فعالیت یا توانایی ساختن موسیقی با صدا
مثالهای طبیعی
Singing helps her relax after work.
آواز خواندن به او کمک میکند بعد از کار آرام شود.
Everyone enjoyed his singing at the concert.
همه از آواز خواندن او در کنسرت لذت بردند.
My singing lesson starts at six.
کلاس آواز من ساعت شش شروع میشود.
نکتهٔ کاربردی
singing وقتی به فعالیت یا توانایی اشاره دارد غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— کلاسی که در آن شخص آواز خواندن یاد میگیرد

