معنی ۱formal · 85%
طبق باور دینی، دور از هرگونه گناه یا خطای اخلاقی.
مثالهای طبیعی
The community believed their teacher was sinless.
اعضای آن جامعه باور داشتند آموزگارشان از هر گناهی مبراست.
Is a completely sinless life possible?
آیا زندگی کاملاً بیگناه ممکن است؟
The poet imagined a sinless world.
شاعر جهانی عاری از گناه را تصور میکرد.
نکتهٔ کاربردی
sinless اغلب توصیفی آرمانی یا اعتقادی است و صرفاً معادل «بیگناه در دادگاه» نیست.
ترکیبهای رایج
— زندگیای که عاری از گناه دانسته میشود
