کسی که از نظر اخلاقی یا دینی مرتکب خطا شده است.
مثالهای طبیعی
The preacher urged every sinner to seek forgiveness.
واعظ از همهٔ گناهکاران خواست طلب بخشش کنند.
He called himself a sinner without self-pity.
او بیآنکه برای خودش دل بسوزاند، خود را گناهکار نامید.
Is the character portrayed as a sinner?
آیا این شخصیت بهعنوان فردی گناهکار تصویر شده است؟
نکتهٔ کاربردی
sinner اغلب در بحثهای مذهبی یا اخلاقی به کار میرود.
