نشاندهندهٔ محبت یا نزدیکیای که میان خواهران دیده میشود.
مثالهای طبیعی
She offered some sisterly advice.
او چند توصیهٔ خواهرانه کرد.
Their sisterly bond survived years apart.
پیوند خواهرانهٔ آنها با وجود سالها دوری دوام آورد.
Was that gesture intended as sisterly affection?
آیا آن حرکت نشانهٔ محبت خواهرانه بود؟
نکتهٔ کاربردی
sisterly معمولاً با advice، love، affection یا bond میآید.
