قرار دادن بدن در حالتی که روی نشیمنگاه مینشینیم، معمولاً روی صندلی یا سطحی دیگر.
مثالهای طبیعی
I sit on the sofa every evening.
من هر عصر روی مبل مینشینم.
The children sit quietly.
بچهها آرام مینشینند.
Please sit down here.
لطفاً اینجا بنشین.
نکتهٔ کاربردی
از sit برای قرار داشتن یا رفتن به حالت نشسته استفاده میکنیم. Sit down بیشتر بر عملِ تغییر حالت از ایستادن به نشستن تأکید دارد.

