معنی ۱neutral · 90%
واقعشده یا قرارگرفته در مکان یا موقعیتی خاص
مثالهای طبیعی
The hotel is situated beside the central station.
هتل کنار ایستگاه مرکزی واقع شده است.
A conveniently situated apartment attracted several buyers.
آپارتمانی با موقعیت مناسب چند خریدار را جذب کرد.
The town is situated between two mountain ranges.
شهر میان دو رشتهکوه قرار گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
`Situated` کمی رسمیتر از `located` است و در توصیف ساختمانها، شهرها و امکانات رایج است.
