بسیار داغ، بهویژه دربارهٔ غذای دارای صدای جلزولز.
مثالهای طبیعی
The waiter brought a sizzling platter.
پیشخدمت بشقاب غذای داغ و جلزولزکنان آورد.
We ate sizzling noodles straight from the pan.
نودل داغ را مستقیم از ماهیتابه خوردیم.
Can you hear those sizzling onions?
صدای جلزولز پیازها را میشنوی؟
نکتهٔ کاربردی
غذای sizzling آنقدر داغ است که صدای فشفش میدهد.
