کسی که ادعاها را زیر سؤال میبرد و مدرک قانعکننده میخواهد.
مثالهای طبیعی
The scientist remained a skeptic about the new theory.
دانشمند همچنان دربارهٔ نظریهٔ تازه تردید داشت.
Even skeptics admitted the results looked promising.
حتی شکاکان هم پذیرفتند نتایج امیدوارکننده به نظر میرسند.
Are you a skeptic of this approach?
آیا نسبت به این رویکرد بدبین و شکاک هستی؟
نکتهٔ کاربردی
میتوان گفت skeptic about یا skeptic of؛ املای بریتانیایی آن sceptic است.
