معنی ۱neutral · 95%
با اسکی روی برف حرکت کردن.
مثالهای طبیعی
We skied in the mountains.
ما در کوهستان اسکی کردیم.
She skied down the slope.
او با اسکی از سراشیبی پایین آمد.
They skied every day.
آنها هر روز اسکی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
ski برای حرکت روی برف با اسکی استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
ski down a slope — با اسکی از یک سراشیبی برفی پایین آمدن

