معنی ۱neutral · 90%
توانایی انجام دادن کاری بهخوبی که بهدلیل یادگیری یا تمرین به دست آمده است.
مثالهای طبیعی
Cooking is a useful skill for this job.
آشپزی برای این کار یک مهارت مفید است.
She has good computer skills.
او مهارتهای کامپیوتری خوبی دارد.
This skill improves with practice.
این مهارت با تمرین بهتر میشود.
نکتهٔ کاربردی
Skill اغلب به تواناییای اشاره میکند که از طریق یادگیری و تمرین بهتر میشود.
ترکیبهای رایج
— تواناییهایی که برای کار با کامپیوتر استفاده میشوند

