معنی ۱neutral · 90%
عمداً چیزی را که معمولاً باید انجام یا شامل شود حذف یا انجام ندادن
مثالهای طبیعی
We skipped the introduction and discussed the budget immediately.
مقدمه را رد کردیم و فوراً دربارهٔ بودجه صحبت کردیم.
Readers may skip this section without losing context.
خوانندگان میتوانند این بخش را بدون از دست دادن بافت رد کنند.
She skipped attending the reception after the conference.
او پس از کنفرانس از شرکت در پذیرایی صرفنظر کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Skip` برای عمداً کنار گذاشتن مرحله، بخش، رویداد، وعدهٔ غذایی یا فعالیت رایج است.
