درگیری مسلحانهٔ کوتاه با شمار اندکی سرباز یا افراد مسلح.
مثالهای طبیعی
A skirmish broke out near the border post.
نزدیک پاسگاه مرزی درگیری کوتاهی رخ داد.
Two skirmishes delayed the advancing force.
دو زد و خورد محدود پیشروی نیروها را به تأخیر انداخت.
He was wounded during a skirmish in the hills.
او در جریان درگیری کوتاهی در تپهها زخمی شد.
نکتهٔ کاربردی
skirmish معمولاً از battle کوتاهتر و کوچکتر است.
