معنی ۱neutral · 85%
رو به بالا و به سوی آسمان جهتگرفته.
مثالهای طبیعی
Her skyward gaze followed the migrating birds.
نگاه رو به آسمان او پرندگان مهاجر را دنبال میکرد.
The rocket began its skyward climb.
موشک صعود خود به سوی آسمان را آغاز کرد.
A skyward glance revealed dark clouds gathering.
نگاهی به آسمان نشان داد که ابرهای تیره در حال جمعشدناند.
نکتهٔ کاربردی
در این مدخل، skyward صفتی است که اسمی را توصیف میکند؛ اما در look skyward نقش قید دارد.
