slack
C2اسم/US /slæk/ slăk; UK /slæk/ slăk/
شل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی slack به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شل، هرز، لخت
بی عجله، آسوده حال
نحیف، ضعیف، ضعیفالحال
غفلت کار
بدون ترقی
بی جنبش، غیر فعال، ناکنش ور
کند، یواش، کندرو
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.