چیزی را با نیروی زیاد و برخوردی بلند بستن، حرکت دادن یا کوبیدن
مثالهای طبیعی
He slammed the door and left without speaking.
او در را محکم کوبید و بدون حرف رفت.
The window slammed shut in the strong wind.
پنجره در باد شدید با شدت بسته شد.
The van slammed into a barrier near the exit.
ون نزدیک خروجی با مانع برخورد شدیدی کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Slam` نیروی ناگهانی و معمولاً صدای بلند یا برخورد شدید را القا میکند.
