با کف دست باز یا سطحی صاف به کسی یا چیزی ضربه زدن
مثالهای طبیعی
She slapped his hand away from the controls.
او دستش را از روی کنترلها با ضربه کنار زد.
The players slapped each other's backs after scoring.
بازیکنان پس از گل زدن به پشت هم زدند.
A loose branch slapped the side of the car.
شاخهٔ شل به بدنهٔ خودرو کوبید.
نکتهٔ کاربردی
`Slap` بسته به بافت میتواند ضربهای تهاجمی یا تماس سبک و صاف باشد.
