چیزی را با حرکت سریع و شدیدِ یک ابزار تیز بریدن
مثالهای طبیعی
Someone slashed two tyres during the night.
کسی شبانه دو لاستیک را با شیء تیز پاره کرد.
He slashed the rope with a rescue knife.
او طناب را با چاقوی نجات برید.
The attacker slashed the canvas before fleeing.
مهاجم پیش از فرار بوم نقاشی را چاک داد.
نکتهٔ کاربردی
`Slash` حرکت برشی سریع را القا میکند که اغلب بریدگی بلند یا خسارت جدی ایجاد میکند.
