به رنگ خاکستریِ تیره یا خاکستریِ مایل به آبی، شبیه سنگ لوح.
مثالهای طبیعی
Slaty clouds covered the harbor by evening.
تا غروب ابرهای خاکستریِ لوحی سراسر بندر را پوشاندند.
She chose a slaty blue for the kitchen cabinets.
او برای کابینتهای آشپزخانه رنگ آبیِ خاکستریفام انتخاب کرد.
The lake looked slaty beneath the low sky.
دریاچه زیر آسمانِ پاییننشسته، خاکستریِ لوحی به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیف رنگ استفاده میشود؛ slate-grey رایجتر است.
