کسی که انسانهای دیگر را برای بردهکردن اسیر میکند یا به خریدوفروش آنها میپردازد.
مثالهای طبیعی
The slaver sold captives at the port.
بردهفروش اسیران را در بندر فروخت.
Some slavers profited from overseas human trafficking.
برخی بردهفروشان از قاچاق انسان در مسیرهای دریایی سود میبردند.
The journalist called the trafficker a modern slaver.
روزنامهنگار آن قاچاقچی را یک بردهفروش امروزی خواند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در روایتهای تاریخیِ بردهداری کاربرد دارد؛ کاربرد امروزی آن ممکن است، اما کماستفاده است. با فعل slaver به معنی آبدهان راه افتادن اشتباه نشود.
