پیروی یا فرمانبرداری بدون داوری و تفکر مستقل.
مثالهای طبیعی
The manager expected slavish obedience from the team.
مدیر از گروه انتظار اطاعت کورکورانه داشت.
Their support for the leader seemed slavish.
حمایت آنها از رهبر، کورکورانه به نظر میرسید.
Slavish adherence to rules can discourage questions.
پایبندی کورکورانه به مقررات میتواند مانع پرسشگری شود.
نکتهٔ کاربردی
از loyal یا disciplined منفیتر و شدیدتر است.
