مربوط به اقوام اسلاو، فرهنگهای آنان یا زبانهایی که صحبت میکنند.
مثالهای طبیعی
The university offers courses in Slavonic languages.
دانشگاه دورههایی در زمینهٔ زبانهای اسلاوی برگزار میکند.
Several Slavonic manuscripts are kept in the special collection.
چند دستنوشتهٔ اسلاوی در مجموعهٔ ویژهٔ کتابخانه نگهداری میشود.
Her research focuses on Slavonic folklore and literature.
پژوهش او بر فولکلور و ادبیات اسلاوی متمرکز است.
نکتهٔ کاربردی
در نام تثبیتشدهٔ Church Slavonic هم دیده میشود؛ حرف اول آن باید بزرگ باشد.
