وسیلهای کمارتفاع که روی برف یا یخ سر میخورد و برای جابهجایی افراد یا وسایل به کار میرود.
مثالهای طبیعی
The children dragged their sled up the hill.
بچهها سورتمهشان را تا بالای تپه کشیدند.
We could ride a sled across the snow.
میتوانیم با سورتمه از میان برفها عبور کنیم.
A large sled carries our camping bags.
یک سورتمهٔ بزرگ کولههای اردویمان را حمل میکند.
نکتهٔ کاربردی
Sled در اینجا اسم است. در انگلیسی بریتانیایی واژهٔ sledge نیز برای این وسیله رایج است.
