کسی یا شبی که خواب در آن ممکن نیست یا بسیار کم است.
مثالهای طبیعی
She spent a sleepless night worrying.
او شب بیخوابی را با نگرانی گذراند.
A sleepless baby kept both parents awake.
نوزاد بیخواب هر دو والد را بیدار نگه داشت.
Are you tired after another sleepless night?
پس از یک شب بیخوابی دیگر خستهای؟
نکتهٔ کاربردی
sleepless night یعنی شب با خواب کم یا بدون خواب؛ sleepy یعنی خوابآلود.
