معنی ۱neutral · 86%
رفتار یا گفتهای بیاحترامانه، گاهی بدون قصد توهین
مثالهای طبیعی
He took the seating change as a slight.
او تغییر جای نشستن را توهین تلقی کرد.
She still remembered several small slights from her colleagues.
او هنوز چند بیاحترامی کوچک از سوی همکارانش را به خاطر داشت.
Being excluded from the speech felt like a personal slight.
کنار گذاشته شدن از سخنرانی برایش توهینی شخصی بود.
نکتهٔ کاربردی
slight میتواند ناخواسته باشد؛ take something as a slight برداشت فرد را توصیف میکند، نه لزوماً نیت شخص دیگر را.
