لاغر یا باریک از نظر شکل و ظاهر، دربارهٔ انسان یا اشیا.
مثالهای طبیعی
These slim jeans fit better than the loose pair.
این شلوار جین جذب از مدل گشاد بهتر اندازهام است.
This phone is slimmer than my old one.
این گوشی از گوشی قبلی من باریکتر است.
The slim man beside my aunt is her brother.
مرد لاغر کنار خالهام برادر اوست.
نکتهٔ کاربردی
Slim برای بدن یا وسیلهٔ باریک به کار میرود. از شکل بدن نمیتوان دربارهٔ سلامت شخص قضاوت کرد.
