معنی ۱neutral · 89%
لیز خوردن؛ لغزیدن.
مثالهای طبیعی
Be careful not to slip on the wet floor.
مراقب باش روی زمین خیس لیز نخوری.
The letter slipped out of his pocket.
نامه از جیبش سُر خورد و بیرون افتاد.
She slipped quietly out of the room.
او بیسروصدا از اتاق بیرون رفت.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «slip on ice»، «slip» در معنای «لیز خوردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
ترکیبهای رایج
slip on ice — ترکیبی رایج در معنای «لیز خوردن»slip out of a pocket — ترکیبی رایج در معنای «لیز خوردن»
اشتباه رایج
I slipped in the ice.
I slipped on the ice.
در کاربرد «slip»، صورت “in” را به “on” تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: slip: لیز خوردن
ترکیب «slip on ice» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «مراقب باش روی زمین خیس لیز نخوری.» معنای «لیز خوردن» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«slip» در جملهٔ «Be careful not to slip on the wet floor.» چه معنایی دارد؟
