معنی ۱neutral · 85%
صاف، خیس یا کماصطکاک، بهگونهای که بهآسانی روی آن لیز بخورند
مثالهای طبیعی
Be careful; the pavement is slippery.
مراقب باش؛ پیادهرو لیز است.
The road became slipperier after sunset.
جاده پس از غروب آفتاب لغزندهتر شد.
Slippery tiles can cause accidents.
کاشیهای لغزنده ممکن است باعث حادثه شوند.
نکتهٔ کاربردی
Slippery اغلب برای سطحی به کار میرود که اصطکاک و گیرایی کمی دارد.
ترکیبهای رایج
— جادهای که چسبندگی کافی با چرخ یا کفش ندارد
