مدتی طولانی با تلاش فراوان کار یا حرکت کردن.
مثالهای طبیعی
They slogged through deep mud for hours.
آنها ساعتها بهزحمت از میان گل عمیق عبور کردند.
I had to slog through hundreds of emails.
مجبور شدم صدها ایمیل را با زحمت مرور کنم.
Will we slog all weekend to finish?
آیا برای تمام کردن کار، کل آخر هفته را سخت کار خواهیم کرد؟
نکتهٔ کاربردی
slog through a task یعنی با تلاش پیگیر و پیشرفت کند از عهدهٔ کاری برآمدن.
