حالتی از نشستن یا ایستادن با شانههای خمیده به جلو.
مثالهای طبیعی
His slouch made him look exhausted.
قوزکردگیاش باعث میشد خسته به نظر برسد.
The teacher noticed her familiar slouch.
معلم حالت قوزکردهٔ همیشگی او را متوجه شد.
Can changing that slouch reduce back discomfort?
آیا اصلاح این حالت خمیده میتواند ناراحتی کمر را کم کند؟
نکتهٔ کاربردی
a slouch حالت بدن است و to slouch فعل آن است.
