دوره یا حالتِ خوابیدن، معمولاً با لحنی آرام یا ادبی.
مثالهای طبیعی
The child drifted into a peaceful slumber.
کودک آرامآرام به خوابی آسوده فرو رفت.
A thunderclap broke our slumber before dawn.
صدایِ رعدی پیش از سپیدهدم ما را از خواب پراند.
The messenger roused the queen from her slumbers.
پیک، ملکه را از خواب بیدار کرد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگویِ روزمره sleep طبیعیتر است؛ slumber لحنِ شاعرانه یا قصهوار ایجاد میکند.
